وقت شناسی 1 1210x423 - وقت شناسی

وقت شناسی

 

دلیلی وجود دارد که برای جلسات زمان مشخص و برای کارها ضرب‌العجل تعیین می‌کنیم. این کار به ما اجازه می‌دهد تا برای تلاش‌های‌مان برنامه ریزی کنیم، هدر رفتن زمان را به حداقل برسانیم و انتظارات‌مان را مشخص کنیم. تصور کنید که اگر همه آرام و بی‌خیال بودند چه پیش می‌آمد؟ مطمئنا تصورش سخت نیست، همین هفته‌ی گذشته ۱۳ نفر (بله، تعدادشان را شمردم) دیر به جلسه آمدند یا کارهای‌شان را در موعد مقرر تحویل ندادند. به نظر می‌رسد این در بین مردم تبدیل به یک اپیدمی شده که در چنین مواقعی خیلی ساده و با گفتن «ببخشید دیر شد»، «شرمنده، اشتباه شد» و «می‌دونید، پیش می‌آید دیگه» قضیه را به آرامی تمام کنند. در این مواقع معمولا پاسخی که انتظار شنیدنش را دارند این است: «اشکالی ندارد»، اما در حقیقت «اشکال دارد». مشکل اینجاست:
بی‌احترامی: وقت‌شناس بودن یعنی احترام گذاشتن. نشان می‌دهد که شما برای افراد دیگر ارزش قائل هستید. اگر به کسانی که در جلسه شرکت کرده‌اند احترام نمی‌گذارید، اصلا چرا می‌خواهید آنها را ملاقات کنید؟
بی‌ملاحظگی: دیر رسیدنِ غیرعمد نشان می‌دهد زندگی دیگران برای شما اهمیتی ندارد. خیلی راحت، برای‌تان مهم نیست.
دست‌بالا گرفتن: دیر رسیدنِ عمدی به قدرت مربوط می‌شود. این کار یعنی می‌خواهید به فرد دیگر نشان دهید که آدم مهمی هستید و در رابطه خود را دست‌بالا می‌گیرید.
عدم اعتماد: وقتی به جلسه‌ای دیر می‌رسید یا کارتان را به موقع تحویل نمی‌دهید اعتبارتان زیر سؤال می‌رود. اگر نتوانند روی شما در وقت‌شناسی حساب کنند، چطور می‌توانند در مورد مسائل مهم‌تر به شما اعتماد کنند؟
زیان‌‌آوری: تصور کنید که ۵ نفر قرار است ساعت ۲ بعداز‌ظهر جلسه داشته باشند. وقتی شما ده دقیقه دیر می‌رسید، ۴۰ دقیقه از وقت دیگران را به هدر می‌دهید. فرض کنید پرداختی سازمان به این افراد ۲۰۰ دلار در ساعت باشد. آیا ۱۳۳ دلار از دست رفته را شما می‌پردازید؟ به هر‌حال یک نفر باید هزینه‌ی این ضرر را جبران کند.
بی‌نظمی: اگر نتوانید از تقویم‌تان به درستی استفاده کنید، چطور می‌توانید به بقیه‌ی قسمت‌های زندگی‌تان سر‌و‌سامان دهید. دیر رسیدن به این معنی است که حساب‌وکتاب زندگی‌تان را ندارید.
پرمشغلگی: همه تمایل دارند پرمشغله بودن را به حساب مهم بودن بگذارند، اما یک فرد موفق می‌داند که پرمشغله بودن به معنای عدم توانایی در اولویت بندی کارها یا ناتوانی در «نه» گفتن است.
بی‌ثباتی: خیلی از افراد در آخرین لحظه تصمیم می‌گیرند از زیر بار کاری که متعهد شده بودند، شانه خالی کنند. واقعا کارشان خنده دار است.
خودبزرگ‌بینی: با اینکه خیلی‌ از فراد از هشت سالگی به بعد این رفتار را ترک می‌کنند، اما هنوز هم خیلی‌ها هستند که خود را در مرکز کائنات می‌بینند. این موضوع جالبی نیست. به آن، سندروم دونالد ترامپ نیز می‌گویند. دوست دارید شما را با دونالد ترامپ مقایسه کنند؟
همان‌طور که قبلا گفتم به‌ندرت پیش می‌آید که دیر برسم. گاهی وقت‌ها واقعا یک کار ضروری پیش می‌‌آید، یا اتفاق پیش‌بینی نشده‌ای می‌افتد. وقتی تأخیر دارم، سعی می‌کنم با جزئیات دلیل دیر رسیدنم را توضیح دهم، از صمیم قلب عذزخواهی کنم، به افرادی که در انتظارم بودند اطمینان دهم که این موضوع برایم خیلی مهم است و دیگر هرگز تکرار نخواهد شد.
اهمیت دادن به وقت‌شناسی به معنای استرس داشتن یا قضاوت کردن افراد نیست. در واقع کاملا برعکس، باعث می‌شود در زندگی‌مان و در میان دوستان یا همکاران‌مان، جای بیشتری برای افراد قابل اطمینان، باملاحظه و منطقی باز کنیم. تصور کنید اگر همه‌ی مردم کارهایی که بر عهده‌شان بود را به‌درستی انجام می‌دانند، دنیا چه مکان آرامش‌بخشی می‌شد. بهترین کار این است که از خودتان شروع کنید و شعاری که از کودکی به من آموخته‌اند را سرلوحه‌ی زندگی‌تان قرار دهید: «به موقع یعنی، ۵ دقیقه زودتر؛ سرِ وقت رسیدن، دیر است و دیر رسیدن قابل قبول نیست.»

«وقت شناسی» در کشور‌های مختلف چه مفهومی دارد؟

در دنیای شلوغ و پر از حواسپرتی که باعث می‌شود همه چیز را به دقیقه آخر موکول کنیم، وقت شناسی چیزی است که بسیاری از مردم باید برای درک و رعایت کردن آن واقعا تلاش می‌کنند. با این حال، همان طور که آلبرت انیشتین می‌گوید، زمان نسبی است. چند دقیقه دیر رسیدن به قرار ملاقات ممکن است در یک کشور یک رفتار زشت اجتماعی باشد، اما در کشور دیگر یک رفتار کاملا قابل قبول و عادی باشد.

کره جنوبی از بسیاری جوانب یک جامعه بسیار منظم است. تاثیر مکتب کنفوسیوس در همه جنبه‌های زندگی روزمره دیده می‌شود و در راس آن «حفظ ظاهر» قرار دارد. در نتیجه باید ارزش و احترام خود را حفظ کرد که یکی از راه‌های آن همیشه «وقت شناس» بودن است و بی توجهی به این موضوع، نشانه بی‌تربیتی و بی‌شرمی تلقی می‌شود.

اغلب گفته می‌شود که مردم مالزی نگرش بسیار ضعیفی نسبت به وقت شناسی در حوزه فردی و حرفه‌ای دارند. که ترافیک همیشگی و عملکرد ضعیف سیستم حمل و نقل عمومی را می‌توان از دلایل آن دانست که بسیاری از مردم مالزی هر روز با آن دست به گریبان اند.

برخی اوقات، فکر می‌کنیم مفهوم یک چیز در همه دنیا مشترک است، اما کشورهای مختلف تعارف متفاوتی برای آن دارند، حتی لازم نیست دو کشور در دو سوی دنیا قرار گرفته باشند. مثلا، در چین عجیب است که کسی به موقع سر قرار با دوستانش برسد. نباید زیاد دیر کنید، اما ۱۰ تا ۲۰ دقیقه تاخیر خوب است.

اما این نگرش در ژاپن جواب نمی‌دهد. ژاپنی‌ها با زمان شوخی ندارند و تاخیر معمولا باعث شرمندگی و ابراز پشیمانی عمیق می‌شود. اما جوانان امروزی در ژاپن راحت تر از نسل‌های قدیمی‌تر با این مساله کنار می‌آیند و شاید از شما انتظار نداشته باشند که به خاطر تاخیر خودتان را زیاد سرزنش کنید.

تا به حال داستان مردی را شنیده اید که به موقع سر یک جلسه کاری در مکزیک حضور یافته باشد؟ او مجبور شد منتظر بماند. روز بعد درمورد قرار با دوستانش هم همین اتفاق افتاد. اشتباه نکنید، به این خاطر نبود که او دوش نگرفته بود یا مثل مترسک لباس پوشیده بود، بلکه به این دلیل بود که در مکزیک فقط از خارجی ها انتظار وقت شناسی دارند. ولی خودشان زیاد به آن پایبند نیستند.

در آلمان وقت شناس بودن تاکتیک خطرناکی است، چون میزبان شما احتمالا زودتر منتظر شماست و به این فکر می‌کنید شما در این دنیا چطور می‌توانید اینقدر نادان باشید که اجازه دهید برخی شرایط پیش بینی نشده شما را حتی یک ثانیه به تاخیر بیندازند.
وقت شناسی در نیجریه مفهوم چندان مهمی نیست. با وجود بیش از ۱۸۰ میلیون نفر جمعیت، شاید منصفانه نباشد که آن را به همه تعمیم دهیم، اما این چیزی است که نیجریه به آن شهرت دارد. شاید مسائل مربوط به زیرساخت‌ها و ترافیک به مرور زمان باعث بی تفاوتی نسبت به وقت شناسی و به موقع رسیدن شده باشد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *